Get out of my way

 

جایی در همین نزدیکی های خودمان....

اگر پول نداری غذا خوردن ممنوع...

ساده و به همین سادگی..

 

!!!!!!

جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |

 

\" height=

جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |

ایـن روزهـا حتـی اگـر خـــون هـم گریـه کنـی ... عمــق همــدردی دیگــران بــا

تــو فقـط یــک جملــه اســـت :.... آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــی.....

 

گریه

جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |

دوستان عزیز این متن رو حتما" تا آخر بخونید و حتما" به اشتراک بذارید...

-----------


دوست داری اِدامشم بخون
جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |


ته دل هرکس یه آرزوی بزرگ بود که در عین سادگی هرگز برآورده نشده

بود... جارو می‌خواست یک‌بار هم که شده خودشو تمیز کنه... آینه

می‌خواست خودشو ببینه... دوربین عکاسی آرزو داشت کسی یک‌بار از

اون هم عکس بندازه... لغتنامه می‌خواست معنی خودش رو بفهمه...


یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ نفیسه حرف شما () |

 

روز مادر مبارک


دوست داری اِدامشم بخون
جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |

 

حکایت من و مدرسه و دروغ، حکایت من است و شب کویر و ستاره. اما ظاهرا چرخه یکسان بوده و اساتید نیز هر از چندی دروغی را به اذهان خام ما می بسته اند که دانستن آنها جدای از یادآوری خاطرات شیرین و سخت گذشته، مزید نمکی است بر دردهای چوب و شلنگ (همدردی مجدد با دهه پنجاه و شصتی ها).


دوست داری اِدامشم بخون
پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |

 

خدایا

چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |

در آن هنگام که به عنوان یه انسان پا به عرصه هستی گذاردم ، هرگز در

باورم نبود که دگر بار طعم دلچسب زندگی را از دستان پاک و با ایمان یک

فرشته زمینی هدیه بگیرم .

در آن هنگام که بادهای سهمگین سرنوشت ، کشتی وجودم را آرام آرام

به ساحل مرگ نزدیک می کرد و در آن هنگام که تازیانه های جان کاه

جسمم ، گل ایمانم را بی واهمه پر پر می کرد ، دستان شفا بخش

شما مرا از طوفان زندگی رهانید..... و من بار دِگر حضور خدا را در

چشمان یک انسان به نظاره نشستم .

به راستی که حق چه ماهرانه فرشتگان آسمانی را در مقابلتان به زانو

درآورد و شما چه زیبا با تواضع سخاوتمندانتان ،حقانیت این حکمت

خداوندی را به فرشتگان نمایان کردید . نمیخواهم تشکر کنم زیرا زبان

قاصر از بیان و کلام ناتوان از اَدای آن است ، نمی خواهم کلمات را برایتان

به بازی بگیرم تا به هر فنی ، قدر دانی کرده باشم ، فقط میخواهم باری

از دل بردارم .

دلی که رو به آسمان دست بر دعاست تا شاید پروردگار کلامش را به

گوش جان بشنود تا استجابتش قدردانی باشد از لطف بی جبرانتان.

...خداوندا ، به دستانش قدرتی عطافرما تا با نجات هر انسان ،حضور پر

قدرتت را در زمین به رخ دلهای از دین گذشته بکشاند.

 خداوندا ، آنچنان لبخندی بر لبانش بنشان تا غم ، شرم کند از بودن در

کنارش .

 خداوندا ، نَنِشان اشکی در چشمانش مگر به شوقی از ته دل .

خداوندا ، عمرش را چون کوههای سر به فلک کشیده ماندنی و استوار

قرارده .

خداوندا ، اورا در کنار خانواده اش در سایه سار رحمت " علی  و فاطمه "

باهم یکی کن .

 

خداوندا خدایی کن در حقش.

 

 

تقدیم به جراحِ عزیزم :

دکترحمیدرضا بیاتی( متخصص جراحی عمومی )

 

 

چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |

مشاهده یادداشت خصوصی

چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ نفیسه حرف شما () |


آخرين نوشته هام
» نزدیکی خودمان
» دیدن اشک پدر از روی نداری کمر را می شکند
» این روزها
» متاسفم
» آرزوهای بزرگ
» سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) مبارک
» 10 دروغـی که تا امـروز بـاور کرده ایـم!
» خدایا....
» تقدیم به کسی که انسانیت کلمه مبهمی برای او نیست
» یک سال گذشت

Design By : RoozGozar.com